خخ هههه پووووف

خرید بک لینک

امکانات وب

-->-->--> -->-->-->-->-->-->-->-->-->-->

کد Ùx87داÛx8cت بÙx87 باÙx84ا



کد کج شدÙx86 تصاÙx88Ùx8aر

-->-->--> Ùx86اÛx8cت Ùx86Ùx85ا


ghalebeweb.blogfa.com

-->-->-->

امروز مامانم ترشی مخلوط درست کرده

ب غیر ازدمپایی های حموم بقیه چیزارو ساطوری کرده ریخته توش:)

•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•

مامانم اومده تق زده پسه کلم..میگم چرا میزنی؟؟؟

برگشته میگه لواشک ها رو از ترس تویه جونور قاییم کردم

از صبح تاحالا دارم میگردم خودم پیداشون نمیکنم

•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•

ی یارو داشته راه میرفته و هی میگفته 14 14 14 14 14

یکی ازش میپرسه چراقفل کردی رو 14؟؟

گفت میخوام فضولا رو بشمارم15 15 15 15 15

•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•

نصفه شب بودش دیدم مامانم وحشتناک اومده میگه؛ امیـــــــــــــــــــــر بیدارشو ایمان(داداشم 5سالشه) تب کرده پاشو ببریمش بیمارستان!! آقا تا اینو گف مثٍ قرقی سوییچو برداشتم ماشینو از پارکینگ بیارم بیرون هیچی مامانمم اومد سوار شد با سرعتٍ نور رانندگی میکردم!! 3تا خیابونو ردش کردم!! میبینم مامانم یا حسین!!! ایمان کو؟؟ امیر؟؟
من؛ کجاس؟؟ مگه تو نیاوردیش؟؟
مامانم؛ آچمز مگه نگفتم تو بغلش کن بیارش؟؟؟ خاک تو سرت!! دور بزن ! جــــــــــــاش گـــــــــــذاشتـیـم!!
رفتم خونه میبینم بچه زده زیرٍ گریه ترسیده زهره ترک شده!!
بعد مامانم زده زیرٍ خنده میگه تقصیرٍ داداشٍ سر به هواته!!!
خدا وکیلی مامانٍ نگران و حواس جمه من دارم؟؟
•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
یه بچه شیطون(گودزیلا)وقتی باباش داره نماز میخونهههه
☻یه مشت دیوونه☺...

ما را در سایت ☻یه مشت دیوونه☺ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: اسکلت(3epi) بازدید: 708 تاريخ: سه شنبه 27 خرداد 1393 ساعت: 20:02

صفحه بندی