☻یه مشت دیوونه☺

خرید بک لینک

امکانات وب

-->-->--> -->-->-->-->-->-->-->-->-->-->

کد Ùx87داÛx8cت بÙx87 باÙx84ا



کد کج شدÙx86 تصاÙx88Ùx8aر

-->-->--> Ùx86اÛx8cت Ùx86Ùx85ا


ghalebeweb.blogfa.com

-->-->-->

الان که براتون این پستو میذارم

کمی بعد از بازی ایران و آرژانتینه

که با نتیجه ی 1-0 به سود آرژآنتین

به پایان رسید که این گُل در دقیقه ی 91

توسط مسی زده شد

این اولین باره که به شکست افتخار میکنم

چون واقعا بازی عالی و جوانمردانه

از بچه های تیم ملی دیدم

بازی واقعا زیبا و تماشایی با دلاوری

حقیقی،قوچان نژاد،تیموریان و ....

و نا عدالتی داور برای نگرفتن پنالتی

و قرار گرفتن در مسیر توپ به ضرر ما همراه بود

واقعا ممنون از همه بچه هاااااااا یه خسته نباید

جانانه بابت این بازی خوب، اصن این شکست

ناراحتی نداره چون آرژارتین تیم پنجم جهان

و ایران تیم چهل و سوم جهانه این خودش یه

دلیل خیلی بزرگ برای شکسته

تازه ما انتظار همچین بازی رو داشتیم

(گزارش بازی ایران و آرژانتین:

به نام خدا  و...توی دروازه!...

سلام میکنم خدمت همه ی بینندگان عزیز

و...توی دروازه...!بازیکنان رو معرفی میکنم

حقیقی در رون دروازه ...و توی دروازه...!

اگر این مسی گذاشت ما اسامی رو بخونیم!

 و نکونام     ...توی دروازه...!

مسی جان بذار یکم نفس بکشیم

و ... توی دروازه)

تازه خیــــــــلی الان افتخار میکنیم به تیممون

که یه گل بیشتر نخورد

واقعا ممنون

بچه ها مچکریم

☻یه مشت دیوونه☺...

ما را در سایت ☻یه مشت دیوونه☺ دنبال می‌کنید

برچسب: فوتبال,ایران,آرژانتین, مسی,حقیقی,قوچان نژاد,عالی,دلاوری, نویسنده: اسکلت(3epi) بازدید: 760 تاريخ: يکشنبه 1 تير 1393 ساعت: 3:15

من میگم الووووووووووووو

من سومی و اخرییییییییییییییییییییییییییی

کشتیییییییییییییییییییییی وهواپیماااااااااااااا ولی بیشتر کشتییییییی

☻یه مشت دیوونه☺...ادامه مطلب

ما را در سایت ☻یه مشت دیوونه☺ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: اسکلت(3epi) بازدید: 685 تاريخ: سه شنبه 27 خرداد 1393 ساعت: 20:34

سرشب لپتاب رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خوانواده..

5دقیقه اول خانواده:

5دقیقه دوم خانواده:

1دیقه بعد مامانم:لپتاپت سوخته؟؟؟؟

من:نه

3دیقه بعدبابام:اینترنت شارجش تموم شده؟؟؟؟

من:نه چطور؟؟

یذره بعد مامانم:توچته؟؟چراسرت تو لپتاپت نیست؟؟؟

من:خب اومدم یکم پیش شما بشینم..

بابام:مطمئنی چیزی نشده؟؟؟

مامانم:خب بگو چرا اینجوری میکنی؟؟؟

هیچی دیگ پاشدم اومدم لپتاپو روشن کردممممسکوت

•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•

سرعت اینترنت درایران

درحد ی پنگوئن حامله س ک داره با عشقش زیر بارون قدم میزنهههه

•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•

شماره دوس پسرمو irancell سیو کردم که هر وقت واسم اس اومد همه فک کنن ایرانسله!

یه روز گوشیم رومیزبود

مامانم گفت بیا ایرانسل داره زنگ میزنه

☻یه مشت دیوونه☺...ادامه مطلب

ما را در سایت ☻یه مشت دیوونه☺ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: اسکلت(3epi) بازدید: 708 تاريخ: سه شنبه 27 خرداد 1393 ساعت: 20:02

دختر:خیلی پستی دیگه نمیخوام ریختت رو ببینم.بای

پسر:نمیدونم واسه چی ناراحت شدی اما هرجورراحتی.بای

د:نمیدونی؟؟نبایدم بدونی معلوم نیس حواست کجاپرته خاک تو سرت.بای

پ:مسخره ی عوضی حرف دهنتو بفهم اصن برو به جهنم.بای

د:واقعاکه...انقدراحت میگی برو انگار ریگی به کفشت هست.بای

پ:فعلاکه همه ی ریگابه کفش توئه خودت این مسخره بازی رو راه انداختی.بای

د:من؟من؟؟؟توواست مهم نیس برم یابمونم.بای

پ:خب وقتی میگی نمیخوای ریختمو ببینی دیگه چی بگم.بای

د:خب من معذرت میخوام..

پ:هرچی دلت میخواست گفتی حالا میگی...

د:عشقــــــــــــــــــــــــــــم؟؟؟منو ببخش دیگه..

پ:باشه اما دیگه تکرارنشه هااااا

د:مثلا تکرارشه چیکار میکنی؟؟

پ:باهات به هم میزنم.

د:همون پس دنبال بهونه میگردی منو دست به سرکنی..چیه ازمن خوشگل تره؟مایه داره؟

 

پ:کلادیگه نبینمت دورو برم.بای

 

دوبــــاره ازبالا..

******************

توی دستشویی دانشگاه کاغذ زده بودن آب قطع است

یکی باخودکار زیرش نوشته بود دیگه دیره خییییلی دیره!!

******************
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﻏﺬﺍ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺑﺪﻩ
ﻣﯽ ﮔﻪ ۲ ﺗﺎ ﭘﯿﺘﺰﺍ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻫﻤﺒﺮﮔﺮ ﺳﺎﺩﻩ
ﻭﻗﺘﯽ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺮﺍ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﯿﺘﺰﺍ؟
ﮔﻔﺖ: اگه واست ﭘﯿﺘﺰﺍ میگرفتم ﮔﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺷﺪ
ﺑﺮﺍ ﺗﻮ ﻫﻤﺒﺮﮔﺮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ! :|
به دوتا پرورشگاه سر زدم هردوتاشون گفتن قیافت خیلی آشناس !

*******************

☻یه مشت دیوونه☺...ادامه مطلب

ما را در سایت ☻یه مشت دیوونه☺ دنبال می‌کنید

برچسب: دختر,همبرگر,دزد,املت,دیوونه,مکالمه,خوندن,فاتحه,بازسازی,دوش, نویسنده: اسکلت(3epi) بازدید: 790 تاريخ: يکشنبه 25 خرداد 1393 ساعت: 23:06

بچه ها خیلی ناراحتم!...

چن روز پیش صمیمی ترین دوستم ک پرستاره ی اتفاق وحشتناک واسش افتاد!...

ی پسره ک دیابت داشته یکی دوماهی میرفته پیش این دوستم ک انسلین بزنه! .... اینم چون میبینه پسره خیلی مظلومه تحویلشمیگیره و باهاش رابطه ی خوبی داره!....

پسره عاشقش میشه و بهش میگه ک دوسش داره!...خلاصه ی مدت دس از سر دوستم برنمیداره و هی میادو میره!...

دوستمم کلافه میشه و میگه من نامزد دارم!...خلاصه پسره باور نمیکنه ومیگه آدرسشو بده اگه راس میگی!... اینم آدرسو میده ک شرش کم شه!...پسره میره پیش نامزده باهم دعواشون میشه و نامزد دوستمو میکشه و فرار میکنه!....

بعد ی مدت پسره میبینه ک پلیسا نمیان سراغش میره پیش مریم و بهش میگه میدونستم ک دوسم داری وگرنه ب پلیسا میگفتی ک من نامزدتو کشتم!...

مریم میگه آره حالا بشین تا واست انسلین بزنم!...

و ب جا انسلین بنزین میریزه تو سرنگ!...و بهش تزریق میکنه!...

بعد ب پسرهمیگه ک بنزین ریختم تو بدنت!...و تا چن دیقه دیگه میمیری

پسره بلند میشه ک با چاقو بکشش میدوه دنبالش ی چن متری یهوووووووووووو

☻یه مشت دیوونه☺...ادامه مطلب

ما را در سایت ☻یه مشت دیوونه☺ دنبال می‌کنید

برچسب: ناراحت,بنزین,تزریق,دیوونه, نویسنده: اسکلت(3epi) بازدید: 721 تاريخ: چهارشنبه 21 خرداد 1393 ساعت: 20:33

صفحه بندی